تئاتر کوچک و نمایش بزرگان

تئاتر کوچک و نمایش بزرگان

  • 1105 29
  • دسته بندی مستند تئاتر
  • محصول ایتالیا
  • ژانر ---
جزییات

اولین تئاتر دائمی ایتالیا به نام تئاتر کوچک میلان (که به دستور شورای وزیران در سال 1991 به تئاتر اروپا تغییر نام داد) در چهاردهم ماه می‌سال 1947 به دست جورجیو استرلر، پائولو گراسی و همسرش نینا وینکی گراسی تأسیس شد. این مجموعه امروز سه بخش دارد: تالار گراسی (سالن قدیمی خیابان روولو)، استودیو مِلاتو (فضای تمرینی که مدرسه تئاتر نیز در آن قرار دارد) و تئاتر استرلر (که تالار اصلی مجموعه است و در سال 1998 افتتاح شد). پس از مرگ جورجیو استرلر، مدیریت مجموعه تئاتر کوچک به سرجیو اسکوبار سپرده شد که از اکتبر سال 1998 تا ژوئیه سال 2020 آن را هدایت کرد. مشاور هنری این مجموعه، کارگردانی به نام لوکا رونکونی بود که از سال 1999 تا زمان مرگش این سمت را برعهده داشت. بین سال‌های 2015 تا 2020 مشاوره هنری این مجموعه، به نویسنده و نمایش‌نامه‌نویسی به نام استفانو ماسینی سپرده شد که در کنار سرجیو اسکوبار ایستاد و در مدیریت تئاتر کوچک به وی کمک کرد. از یکم دسامبر سال 2020 مدیریت تئاتر کوچک بر عهده کلودیو لونگی بوده است. پس از پایان جنگ دوم جهانی در ایتالیا گروه‌های بسیاری تئاترهای موسوم به عمومی و "دائمی" شکل دادند که در مقابل تئاترهای خصوصی که عمدتا دوره گرد بودند پا به صحنه وجود می‌گذاشتند. تئاتر ایتالیا در مقایسه با تئاتر سایر کشورهای اروپا در این زمینه کمی با تأخیر دست به کار تولید نمایش‌های عمومی شد. چون تکنیک‌های مدرن کارگردانی هنوز شکل نگرفته بود و اغلب گروه‌ها زمان کمی برای تمرین داشتند. از سویی فاشیسم سلطه چندانی بر صحنه‌های تئاتر عمومی نداشت و ترجیح می‌داد از شرکت‌های تئاتری خصوصی حمایت مالی کند تا بتواند بر انتخاب‌های این گروه‌ها که مخاطبان گسترده تری داشتند تاثیر بگذارد. ولی پس از مدتی با فرونشستن غبار جنگ، تئاتر به عنوان نوعی از امکانات و خدمات عمومی در شهر مطرح شد و پائولو گراسی و جورجیو استرلر در سال 1938 در میلان، در ایستگاه شماره 6 تراموا نبش خیابآن‌های بوئنوس آیرس و پترلا با هم دیدارکردند تا طرحی برای شکل دهی این نوع تئاتر تهیه کنند. گراسی در تاریخ 25 آوریل سال 1946 در مقاله‌ای که در آوانتی منتشر کرد، برای نخستین بار اندیشه تئاتر به عنوان خدمات عمومی را مطرح کرد. شهر میلان پس از جنگ جهانی دوم غرق آشفتگی بود، گروه‌های مقاومت هنوز مشغول مبارزه بودند، اتحادیه‌های کارگری مطالبات خود را مطرح می‌کردند و بازسازی شهر با کندی و دشواری پیش می‌رفت. گراسی و استرلر در چنین وضعیتی توانستند همکاری از تراز بالای سیاسی برای خود پیدا کنند؛ و او کسی نبود جز آنتونیو گرپی، یکی از وکلای شهر که اندیشه سوسیالیست داشت و به تئاتر عشق می‌ورزید. وی حتی در دورانی خود نمایش‌نامه می‌نوشت و در این دوران مدافع تلاش برای احیای فرهنگی شهر بود. تئاترهایی که در آن سالها در میلان فعال بودند، تئاتر لیریک، تئاتر نو، تئاتر مدیولانوم، تئاتر اودئون و تئاتر اکسلزیور بودند. در نوامبر سال 1946، در تئاتر اکسلزیور نمایش خرده بورژواها اثر ماکسیم گورکی به کارگردانی جورجیو استرلر و مدیریت پائولو گراسی روی صحنه رفت و شاید بتوان گفت این نخستین اثری بود که در قالب مجموعه جدید موسوم به تئاتر کوچک نمایش می‌یافت. در 26 ژانویه سال 1947، بر اساس حکم شورای شهر، این تئاتر جدید به نام تئاتر کوچک شهر میلان در محل ساختمان کارمانیولا رسما تاسیس شد. این ساختمان در خیابان روولو قرار دارد و به نام ساختمان برولتو نیز شناخته می‌شود. این ساختمان مخصوص اجرای نمایش‌های غیرحرفه‌ای برای کارکنان شهرداری بود، ولی در سال‌های حضور نازی‌ها در ایتالیا به محل شکنجه شبه نظامیان فاشیست تحت امر اتوره موتی تبدیل شده بود. فضای صحنه این مجموعه جدید، کوچک بود و شش متر عمق و پنج و نیم متر عرض داشت و حدود پانصد صندلی برای مخاطبان داشت. نام تئاتر کوچک از یک سو به همین فضای کوچک اشاره داشت و از سوی دیگر ادای احترام به تئاتر مالیج مسکو بود که در زبان روسی تئاتر بولشوی به معنای تئاتر بزرگ خوانده می‌شد. مجموعه تئاتر کوچک با مدیریت شهرداری میلان، نخستین تئاتر عمومی و نیز نخستین تئاتر دائمی در تمام کشور بود که بنیانگذاران این تئاتر، یعنی گراسی، استرلر و وینکی گردانندگان اصلی و محور مرکزی ساختار سازمانی آن شدند. هیئت اتحادیه گرپی، چهار عضو اول کمیسیون هنری تئاتر کوچک را به این ترتیب انتخاب کرد: پائولو گراسی، جورجیو استرلر، ماریو آپولونیو و ویرجینیو توسی بودند. در سال‌های دهه 1950، یوجنیو مونتاله نیز به عضویت این کمیسیون درآمد. الیو ویتورینی در پلی‌تکنیک در توضیح اهداف تئاتر کوچک می‌گوید این مجموعه در راستای ایجاد تئاتر هنری برای همه تلاش می‌کند و مثل شرکت‌های خصوصی در پی نمایش متن‌هایی نیست که سرگرمی ساده‌ای برای مخاطبان باشد و با هدف کسب سود هنگفت مالی از رفع خستگی آن‌ها از زندگی روزمره روی صحنه برود. بلکه تئاتر کوچک در راستای تحقق تئاتر هنری تلاش می‌کند و اهداف منحصرا هنری دارد و در انتخاب نمایش‌ها در پی سوداگری و پول به جیب زدن نیست. تئاتر کوچک به درستی ادعا می‌کرد تئاتری برای همه است، چون قیمت بلیت‌ها را پایین نگه می‌داشتند و گروه‌های مختلف مخاطبان، امکان خرید اشتراک و دریافت تخفیف‌های چشمگیر داشتند، چون گراسی معتقد بود مردم به دلایل فرهنگی از صحنه تئاتر دور نمی شوند، بلکه صرفاً به دلایل اقتصادی از آن دور می‌شوند. پس از انجام کارهای نوسازی فضای تئاتر با هزینه شهرداری، تئاتر کوچک در 14 ماه می‌سال 1947 با نمایش‌نامه در اعماق از ماکسیم گورکی آغاز به کار کرد و جورجیو استرلر در این نمایش به غیر از کارگردانی، نقش آلیوشای پینه دوز را نیز بازی می‌کرد. گراسی قبل از این نمایش، طی نطقی از مسئولان شهرداری، ارگآن‌های دولتی و خصوصی و تماشاگرانی که حضور داشتند و کسانی که حق اشتراک خریده بودند تشکر کرد. پس از نطق او ارکستر اسکالا به رهبری جونل پرلیا یکی از سرنادهای موتزارت را اجرا کرد. نمایش‌های دیگری که در ابتدای کار تئاتر روی صحنه رفت، یکی نمایش‌نامه جادوگر شگفت انگیز اثر پدرو کالدرون دلابارکا بود و دیگری شب‌های خشم اثر آرماند سالاکرو و خادم دو ارباب اثر کارلو گلدونی، که بیشتر به نام آرلکین خادم دو ارباب شناخته می‌شود. در این نمایش مارچلو مورتی نقش آرلکینو را بازی می‌کرد و بعدا نسخه‌های بیشماری از این نمایش در تئاتر کوچک بازآفرینی شد که برخی از آن‌ها به کشورهای دیگر نیز راه پیدا کرد. در دوره بعدی کار تئاتر کوچک یعنی سال‌های 1947 و 1948، جورجیو استرلر آخرین نمایش‌نامه ناتمام لوئیجی پیراندلو یعنی نمایش‌نامه بزرگان کوه را انتخاب و سه نسخه متفاوت از آن طراحی و اجرا کرد. در سال 1952 ارنستو ناتان راجرز و مارکو زانوسو با هدف بزرگ‌تر کردن صحنه و افزایش ظرفیت سالن، دفتر مرکزی تئاتر کوچک را در خیابان روولو بازسازی کردند. در سال 1950 با کارگردانی ویتوریو اورسنیگو، نمایش‌نامه شاه اوبو اثر آلفرد ژاری و سینه‌های تیرزیاس اثر گیوم آپولینر در تئاتر کوچک به نمایش درآمدند. در این دوران استرلر به کارگردانی نمایش‌نامه هایی پرداخت که بعدا بارها آن‌ها را مجددا اجرا کرد: آثار کارلو گلدنی از جمله نمایش‌نامه عاشقان (که در سال‌های 1950 و 1951 مشغول کارگردانی آن بود) نمایش‌نامه بیوه حیله‌گر (1953) و سه‌گانه عشرت (1954)؛ آثار لوئیجی پیراندلو از جمله شش شخصیت در جستجوی نویسنده (1953) گواه، احمق، کوزه (این سه اثر در سال 1954 در یک شب اجرا شد)، آثار ویلیام شکسپیر از جمله ریچارد سوم (در سال‌های 1949 و 1950) مکبث (1952) ژولیوس سزار (1953) و کوریولانوس (1957). در دهه 1950 نام برتولد برشت همه جا شنیده می‌شود و تئاتر حماسی او اهمیت بسیاری یافته بود. استرلر به همین جهت اپرای سه پولی (1956) و انسان نیک سچوان (1958) را اجرا کرد و در سال 1963 زندگی گالیله را که یکی از مهم‌ترین نمایش‌نامه‌های اوست، روی صحنه برد. تئاتر کوچک در دهه شصت در راستای تمرکززدایی از نمایش‌ها و فعال کردن سایر سالن‌ها و محافل، نمایش‌نامه خادم دو ارباب را در سیرک مدینی اجرا کرد و در این اجرا، فروچیو سولری، جایگزین مارچلو مورتی شد که پیش از وی بازیگر نقش آرلکینو بود و در سال 1961 درگذشت. سال‌های دهه شصت سال‌های اعتراض بود و تئاتر کوچک نیز از این روحیه برکنار نماند و مثل سایر مکان‌های دائمی تئاتر، کانون انواع جدل‌های سیاسی قرار گرفت. استرلر به همین دلیل در سال 1968 تصمیم گرفت سالن تئاتر کوچک را ترک کرد و به همراه گروهی از بازیگران، مجموعه‌ای به نام گروه تئاتر و عملگرایی را تاسیس کرد. از مهمترین کارهای او در این دوره می‌توان به سرود هیولای لوسیتانی اثر پیتر وایس اشاره کرد که در سال 1969 در ساختمان تئاتر لیریکو اجرا شد که یکی از سالن‌های وابسته به تئاتر کوچک بود و ژان قدیس کشتارگاه‌ها نوشته برشت که در جشن هنر یک ماهه شهر فلورانس در ماه می سال 1970 اجرا شد. بین سال‌های 1968 تا 1972 مدیریت تئاتر کوچک به تنهایی در دست گراسی بود. مهمترین نمایشی که در این دوره اجرا شد، لولو اثر فرانک ودکیند بود که در سال‌های 1971 و 1972 با تهیه کنندگی پاتریس شرو روی صحنه رفت. در سال 1972 پائولو گراسی سرپرست تئاتر لااسکالا شد و جورجیو استرلر به تئاتر کوچک بازگشت و مدتی به تنهایی مدیریت هنری مجموعه را به دست گرفت و در همین دوران شاه لیر شکسپیر (1972) را روی صحنه برد و پس از آن در سال 1978 کمدی طوفان را از همین نمایش‌نامه‌نویس اجرا کرد. استرلر در سال 1986 نمایش‌نامه الویرا یا شور تئاتر را در ساختمان شماره 6 خیابان ریوولی، ساختمان موسوم به تئاتر استودیو اجرا کرد و خود در این اجرا در کنار جولیا لازارینی بازی کرد. این نخستین اثری بود که پس از بازسازی این ساختمان به دست مارکو زانوسو، اجرا می‌شد و به نوعی حکم افتتاح موسسه جدید را داشت. استرلر در سال 1987 در این مجموعه مدرسه‌ای برای بازیگری دایر کرد که امروزه به نام مدرسه بازیگری لوکا رونکونی معروف است. در سال‌های پایانی دهه هشتاد و سال‌های نخستین دهه نود، استرلر به سراغ فاوست گوته رفت و در دو بخش آن را اجرا کرد؛ نمایش فاوست بخش اول، در سال‌های 1988 و 1989 و نمایش فاوست، بخش دوم در سال 1990. در سال 1991 تئاتر کوچک میلان به خاطر تمرکزی که بر انواع نمایش‌نامه‌های اروپایی داشت، به تئاتر اروپا نامبردار شد. این نامگذاری بر اساس بند 47 مصوبه شورای وزرا، در تاریخ 27 ژوئیه سال 2017 به طور رسمی تأیید و ثبت شد. در سال‌های دهه نود دشواری‌های بسیاری برای برخی شخصیت‌های معروف جامعه پیش آمد. میلان درگیر رسوایی‌های اقتصادی و سیاسی موسوم به دست‌های آلوده بود و استرلر نیز یکی از کسانی بود که به اتهام سو استفاده از بودجه‌ تأمین مالی دوره‌های آموزشی، محاکمه شد ولی در پایان دادرسی‌ها به طور کامل از این اتهام تبرئه شد. در 25 دسامبر سال 1997 جورجیو استرلر در میلان درگذشت. یک ماه بعد در 25 ژانویه سال 1998 با آخرین اثر ناتمام استرلر، نمایش‌نامه زن همه همینند اثر موتزارت، ساختمان جدید تئاتر کوچک در گرپی افتتاح شد. در جولای سال 1998 سرجیو اسکوبار هدایت تئاتر کوچک را بر عهده گرفت و لوکا رونکونی مدیر هنری مجموعه شد. تئاتر کوچک با مدیریت این دو تن و البته راه اندازی جشنواره تئاتر اروپا، آوازه جهانی پیدا کرد. پس از مدتی با تاسیس جشنواره تئاتر کودکان و برنامه‌های تئاتر کوچک برای بچه‌های کوچک، آموزش تئاتر به کودکان و نوجوانان نیز در برنامه این مجموعه قرار گرفت. در همین راستا مجموعۀ کارلو کولا چندین نمایش عروسکی در تئاتر کوچک اجرا کرد. در سال‌های 2000 و 2001 نمایش‌نامه لولیتا از ولادیمیر ناباکوف روی صحنه تئاتر کوچک رفت. استنلی کوبریک در فیلمی به همین نام از بخشی از این نمایش‌نامه استفاده کرده است. لوکا رونکونی در دوران مدیریت خود بر تئاتر کوچک نمایش‌نامه‌های مختلفی را روی صحنه برد، پروژه رویا در سال‌های 1999 و 2000، با اجرای نمایش‌نامه زندگی یک رویا است اثر کالدرون دلابارکا و نمایش‌نامه رویا اثر آگوست استریندبرگ؛ پروژه یونانی در سال‌های 2003 و 2004، بر اساس پرومته در زنجیر اثر اشیل، باکخای اثر اوریپید و قورباغه‌ها اثر آریستوفان. پروژه نمایش‌نامه‌های جیووانی تستوری با دو اثر از همین نویسنده به نام‌های این اگزیتو و آمبلتو. رونکونی در راستای تحقیقاتی که استرلر با زندگی گالیله (1963) برای بررسی رابطه میان تئاتر و علم آغاز کرد، نمایش بی نهایت‌ها را روی صحنه برد که در مورد تلاش‌های علمی جان بارو ریاضیدان بود. این نمایش اولین بار در هشتم مارس سال 2002 در سالن بوویزا که از مکان‌های تمرینی قدیمی تئاتر اسکالا بود، به روی صحنه رفت. لوکا رونکونی در بیست و یکم فوریه سال 2015 در میلان درگذشت و آخرین اثری که وی کارگردانی کرد، سه‌گانه لمان نام داشت که ساخته استفانو ماسینی بود. در سال‌های 2007 و 2008 مجموعه تاریخی خیابان روولو تحت مرمت و بازسازی قرار گرفت و مکان جلوس مخاطبان و صحنه آن بزرگ‌تر و کاراتر شد. طی عملیات بازسازی در این مجموعه نقاشی‌های دیواری مختلفی کشف شد که منسوب به برامانته و شاید حتی لئوناردو باشند. یکی از دیگر از کشفیات معماران در این فرایند، صومعه مخروبه‌ای بود که آن را به نام نینا وینچی نامگذاری کردند.

دسته بندی : مستند تئاتر
عوامل
نظرات کاربران