جورجو استرلر سه‌ گانه تعطیلات را می‌سازد

جورجو استرلر سه‌ گانه تعطیلات را می‌سازد

  • 1132 5
  • دسته بندی کارگردانی تئاتر
  • محصول فرانسه
  • ژانر ---
جزییات

جورجو استرلر کارگردان سرشناس ایتالیایی تئاتر. در ۱۹۴۷، پیکّولو تئاتر را در میلان تأسیس کرد. با کارگردانی نمایش‌نامه‌ای متأثر از کمدیا دل آرته با نام خدمتکارو دو ارباب و نیز نمایش‌نامه‌های گالیله، شاه لیر، و طوفان و در اجرای آثار گولدونی، برشت و شکسپیر تخصص یافت. او در اجرای اپراهای موتسارت، آمیزۀ بدیعی را از تغزل و طبیعت‌گرایی ارائه کرد. در این ویدئوی کوتاه بخشی از مصاحبه وی را در مورد تئاتر فرانسه مشاهده میکنید. جورجیو استرلر یکی از بارزترین شخصیت های تاریخ تئاتر است که هنرهای نمایشی را در آکادمی فیلو دراماتیک میلان از گوالتیرو تومیاتی آموخت و در سال 1940 از این موسسه فارغ التحصیل شد. وی با ورود، کشورش به صحنه جنگ دوم جهانی، با استفاده از نام خانوادگی فرانسوی مادربزرگش، فیرمی، به شهر مورن در سوئیس گریخت و به این ترتیب پیش در آمد برگ مهمی از تاریخ سینمای ایتالیا در آن شهر تدوین شد. دینو ریسی، جورجیو استرلر و فرانکو بروساتی هر سه در آن شهر بازداشت شدند و در دوران بازداشت، برنامه ای برای تحقق رویای مشترک خود ریختند و یک باشگاه سینمایی تأسیس کردند. در سال 1944 فاشیست‌ های نازی دوباره استرلر را دستگیر و به مدت هفت روز زندانی کردند. او به یاد این اتفاق، ترانه ای به نام "ما می" نوشت که بعدا به دست فیورنزو کارپی آهنگ سازی شد. وی می گوید این ترانه، به سادگی ترانه مقاومت نیست، بلکه ترانه ای است که از مقاومت، از قبح خیانت، از میل به مقاومت و نه گفتن صحبت می کند. استرلر به کمک نینا وینچی و پائولو گراسی، تئاتر پیکولوی میلان را در خیابان رووِلو تأسیس کرد و در چهاردهم ماه می سال 1947 با نمایش در اعماق، اثر ماکسیم گورکی، آن را افتتاح کرد. وی در تمام دوران طولانی کار حرفه ای خود از آموزه های برتولت برشت، آنتونن آرتو و لوئی ژووه استفاده می کرد و به همین جهت به سنت های نمایشی ایتالیا و اروپا و جدیدترین نظریه‌های هنر نمایشی قرن بیستم نزدیک و متصل بود؛ از جمله این که به استفاده از فضای صحنه، ریتم های دیدنی نمایش و نورپردازی صحنه آشکارا توجه داشت. لوئیجی اسکوارزینا معتقد است کارهای استرلر در چهارچوب قوانین کارگردانی انتقادی قرار می‌گیرند و اغلب تاریخ نویسان تئاتر تا حد زیادی با این نظر او موافقند. چرا که استرلر در نمایش‌های خود سعی می‌کند ضمن رعایت کامل جانب امانت داری، تفسیری محترمانه در ذهن مخاطب نسبت به متن نمایش نامه و خواست نویسنده آن ایجاد کند. وی در جریان کارگردانی دست به پژوهش های عمیق تاریخی می زند تا بتواند به روح اصیل متن نمایشی دست پیدا کند و حواشی و پیرایه های سنتی را از آن دور نگه دارد. انسان و کنش گری های او همیشه در مرکز توجه این کارگردان قرار دارد. وی در سال 1971 جایزه سن ژوست طلایی را از داوران جشنواره فریولی ونیتزیا جولیا دریافت نمود. در سال 1985، دولت فرانسه اداره مجموعه تئاتر اودئون را به دست استرلر سپرد و او در کسوت کارگردان، ضمن همکاری با رنزو تیان منتقد و پیتر سلم، تئاترشناس و کارگردان کروات، این نهاد را به اصلی ترین نهاد تئاتر اروپا تبدیل کرد. پس از آن در سال 1990 به همراه جک لانگ، انجمن فرهنگی دیگری به نام اتحادیه تئاترهای اروپا را تاسیس نمود تا بتواند تجربیات تئاتری جوامع مختلف را تحت لوای مبادلات فرهنگی با هم پیوند بدهد. وی در همان سال جایزه تئاتر اروپا را به دست آورد. استرلر در سپتامبر سال 1983 از سوی حزب سوسیالیست ایتالیا به عنوان عضو پارلمان اروپا انتخاب و جایگزین بتینو کراکسی شد. سپس در سال 1987 به کمک حزب چپ مستقل به مجلس سنا راه یافت. او نشان لژیون دونور را که بالاترین نشان افتخار دولت فرانسه است از دست رئیس جمهور وقت آن کشور فرانسوا میتران دریافت کرد و مرتبا به آپارتمانی که در کاستانیولا در کنار دریاچه لوگنو داشت سر می زد. در 23 نوامبر سال 1992 دانشگاه پاویا یک مدرک افتخاری دکترای ادبیات به وی اعطا کرد. استرلر در سال 1993، با شکایت دادستان فابیو دی پاسکواله، به اتهام کلاهبرداری، اختلاس و سو استفاده از کمک های صندوق اجتماعی اروپا به دادگاه میلان فراخوانده شد ولی دو سال بعد به علت نقص مدارک پرونده، مبری از جرم اعلام شد. وی در این مدت با نقل مکان دائمی به کلبه ای که در کنار دریاچه لوگنو داشت به این افترا اعتراض کرد و اعلام کرد تنها زمانی که وی را کاملا بی گناه بدانند به ایتالیا بازخواهد گشت و در غیر این صورت "از ایتالیایی بودن استعفا می دهم". سرانجام جورجیو استرلر در شب کریسمس سال 1997 در همان منطقه لوگنو، در حال تمرین نمایشنامه "زن ها همه این گونه اند" درگذشت. اثر مزبور قرار بود نخستین نمایشی باشد که وی در تئاتر جدید پیکولو در منطقه لارگو گرپی روی صحنه می برد ولی عمرش به تحقق این برنامه کفاف نداد. مراسم تشییع جنازه استرلر دو روز بعد در مقر تئاتر پیکولوی شهر میلان با مشارکت گسترده شهروندان برگزار شد و شمار چشمگیری از مقامات نیز در آن حضور یافتند. خاکستر استرلر در قبرستان آنای قدیس در شهر تریسته، زادگاهش، نگهداری می شود. در 10 اکتبر 2005 خیابان مجاور پولیتاما روزتی را در شهر تریسته به افتخار وی نام گذاری کردند. به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت او، شهرداری تریسته نمایشگاهی با عنوان زندگی خصوصی کارگردان، به افتخار استرلر برگزار کرد. روبرتو کانزیانی با طراحی این نمایشگاه در پی آن بود که هر چه وسایل خصوصی، عکس‌های شخصی، نامه، کتاب، دست نوشته و اسباب‌بازی‌های دوران کودکی (اهدایی آندریا جوناسون و مارا بوگنی وارثان او) به جا مانده است جمع آوری کند و پس از این کار، آن ها را در صندوق مخصوصی به نام استرلر در موزه تئاتر مدنی کارلو اشمیدل به امانت بسپارد. استرلر از سوی اقوام پدرش به شهر وین و منطقه بالکان و از سوی اقوام مادری، به منطقه لوریچ اصالت می برد و این ارتباطات، مساله خود تراز بالای تربیت فکری و مدنی این هنرمند را توضیح می دهد و ویژگی‌های شخصیتی او را که تاکنون کمتر شناخته شده است چشمگیرتر می کند. در روز تشییع جنازه وی پیش درآمدی از آخرین اثر ناتمام او " زن ها همه این گونه اند" در تئاتر لارگو گرپی به روی صحنه رفت و از آن پس تا به امروز، تئاتر لارگو گرپی، تئاتر جورجیو استرلر نام گرفته است.

دسته بندی : کارگردانی تئاتر
عوامل
نظرات کاربران