پیتر بروک: طناب بندبازی

پیتر بروک: طناب بندبازی

  • 1249 84
  • دسته بندی مستند تئاتر
  • محصول انگلستان
  • ژانر ---
گالری عکس
جزییات

ازآنجایی‌که می‌گویند بهتر است ندانید سوسیستان چطور درست شده است، ما نیز از بیان جزئیات مراحل تولید این فیلم می‌گذریم. اما به‌طور خلاصه باید گفت که مستند «پیتر بروک: طناب بندبازی» از یکی از کارگاه‌های تمرین دوهفته‌ای این اسطوره کارگردانی تئاتر و فیلم فیلم‌برداری شده است. برخی از آثار برجسته پیتر بروک عبارت‌اند از: ارباب پرونده‌ها، مرات/سعده، و مهابهاراتا. گرچه بی‌شک فناوری‌های کمیاب نمایشی در این مستند به نتایج خوبی انجامیده‌اند، اما مهم‌تر آن تجربه بصری پرمایه‌ای است که حتماً برای هنرپیشگان آینده سودمند خواهد بود. کارگردانی این مستند را پسر پیتر بروک یعنی سایمن بروک بر عهده گرفته است؛ کسی که مشخصاً دنبال کردن گام‌های پدر را مسئولیت خود می‌داند؛ بااینکه پدر چندان موافق نبود فرایند آموزش بازیگری‌اش روبروی دیدگان عموم قرار گیرد و نمی‌خواست هنگامی‌که به آموزش و راهنمایی گروهی از بازیگران و موسیقی‌دانان بین‌المللی می‌پردازد از او فیلم گرفته شود. به همین دلیل بود که پدر و پسر توافق کردند تا این کارگاه فقط با استفاده از دوربین‌های مخفی فیلم‌برداری شود و هیچ مزاحمت واضحی برای شرکت‌کنندگان در آن ایجاد نشود. «طناب بندبازی» به کارگردانی سایمن بروک مستندی است درباره فرایند آموزش تمرین بازیگری توسط اسطوره کارگردانی تئاتر. این مستند با پنج دوربین مخفی فیلم‌برداری شده است و به همین دلیل بهتر می‌تواند ما را با ژرفای فرایندهای خلاقانه‌ای که پشت آثار پیتر بروک نهفته‌اند آشنا سازد؛ خلاقیت‌هایی که نیرومند، معنادار و به‌شدت هیجان‌انگیز هستند. این فیلم منحصربه‌فرد و بسیار خصوصی یک نگاه یواشکی به طناب بندبازی است و نشان می‌دهد که چه چیز واقعاً تئاتر را زنده می‌سازد. کارگردان فیلم و تئاتر، پیتر استفن پاول بروک در 21 مارس 1925 در انگلستان به دنیا آمده و از دهه 70 میلادی به بعد در کشور فرانسه روزگار گذرانده است. او چندین جایزه تونی و امی، یک جایزه الیویه، جایزه پریمیوم امپریال و نیز پریکس ایتالیا را برده است. کارشناسان حوزه تئاتر به او لقب «بزرگ‌ترین کارگردان زنده تئاتر» را داده‌اند. بروک در سال 1964 با همکاری شرکت رویال شکسپیر به کارگردانی نخستین نسخه زبان انگلیسی مارات/سعده پرداخت. این نمایش یک سال بعد به تئاتر برادوی رفت و به‌عنوان بهترین نمایش تونی اوارد برگزیده شد. خود بروک نیز در این مراسم بهترین کارگردان شناخته شد. بروک در سال 2021 چهارمین گواهی افتخاری برتر شهروندی کشور هند را به دلیل تلاش‌های هنری‌اش دریافت نمود. پیتر بروک نخستین کار خود به نام دکتر فاستوس را در سال 1943 در تئاتر تورچ لندن کارگردانی نمود و کار دومش را نیز که احیای نمایش «ماشین جهنمی» بود در سال 1945 در تئاتر شانتیکلیر بر عهده گرفت. در سال 1947، او به شهر استراتفور آپان اوان انگلیس رفت و به‌عنوان دستیار کارگردان در نمایش‌های رومئو و ژولیت و درد بیهوده عشق فعالیت نمود. از سال 1947 تا 1950 نیز کارگردان تولیدات خانه اپرای رویال در شهر لندن بود. کارهای او در این موسسه عبارت بودند از یک صحنه‌پردازی جدل برانگیز از اپرای «سالومه» اثر ریچارد استراس که ستش را سالوادور دالی تنظیم کرده بود؛ و یک صحنه‌پردازی نو و کارآمد از نمایش «لابوم» اثر پوچینی با استفاده از ست‌هایی که برای سال 1899 بودند. سپس نوبت آن بود که بروک به‌عنوان یک کارگردان و تهیه‌کننده فعالیت‌هایش را از صحنه تئاتر به تلویزیون و فیلم گسترش دهد. «تاریک ماه» نوشته هاوارد ریچاردسون (1948 – 1949) که در سالن تئاتر امباسدرز شهر لندن پخش شد، از نخستین و پرطرفدارترین کارهای او در زمینه سینما بود. بروک در سال 1970 با همکاری تهیه‌کننده، خانم میشلین روزان، مرکز بین‌المللی تحقیقات تئاتری را پایه‌گذاری نمود. این مرکز یک شرکت چندملیتی متشکل از بازیگران، رقصندگان، موسیقی‌دانان و دیگر گروه‌های حرفه‌ای بود که در اوایل دهه 70 میلادی بسیار در مناطق خاورمیانه و آفریقا سفر کردند. البته این شرکت از سال 1974 تا به امروز محل سالن تئاتر «له بوف دو نور» در شهر پاریس را برای پیگیری فعالیت‌های خود برگزیده است. پیتر بروک در سال 2008 اعلام کرد که می‌خواهد از سمت کارگردانی هنری در بوف دو نور استعفا دهد و این مسئولیت را برای سه سال بعد به الیویه مانتی و الیویه پوبل واگذار کرد. بروک در حرفه خود شدیداً از آثار آنتونن آرتو و ایده‌هایش درباره تئاتر شقاوت تأثیر پذیرفته است. در کشور انگلیس، پیتر بروک و چارلز ماروویتز مسئولیت فصل تئاتر شقاوت (1964) را در شرکت رویال شکسپیر بر عهده گرفتند. آن‌ها بر آن بودند تا ایده‌های آرتو را با روش‌های تازه‌ای مورداستفاده قرار داده و از این طریق حالات بیانی تازه‌ای برای آن‌ها یافته و دوباره به اجراکننده این نوع تئاتر آموزش دهند. نتیجه کوشش‌های آن‌ها اجرای کارهای «در حال پیشرفتی» بود که هم بداهه و هم طرح و نقشه بسیار داشت. یکی از این کارها نسخه اول «خون پاشی» آرتاد بود. - لی جیمیسان، آنتونن آرتو: از نظریه تا عمل، نمایشگاه گرینویچ 2007 بااین‌حال بزرگ‌ترین شخص اثرگذار بر بروک را می‌توان ژوآن لیتلوود دانست. به نقل از خود بروک، «او تمیزکار ترین کارگردان اواسط قرن بیستم در بریتانیا» بوده است. از سوی دیگر، نظریه‌های تئاتر آزمایشی نیز بر آثار بروک بی‌تأثیر نبوده‌اند: نظریات افرادی چون یرژی گروتوفسکی، برتولت برشت، کریس کویکس و وسولد مایرهولد. همچنین کارهای اشخاصی چون گئوروگ گورجیف، ادوارد گوردن کریگ و ماتیلا گیکا. بروک طی فعالیت حرفه‌ای خود با گستره متنوعی از کارگردانان، نویسندگان و بازیگران کار کرده است. برجسته‌ترین نمونه‌های افرادی که با بروک کار کرده‌اند عبارت‌اند از: بازیگران پاول اسکافیلد و گلندا جکسون؛ طراحان جورجز واخویچ و سالی جیکوبز و نویسندگانی چون تد هافز و ویلیام گولدینگ. بروک نخستین بار در شهر لندن با واخویچ دیدار کرد؛ یعنی زمانی که به تماشای نمایش باله ژان کوکتو به نام «لژون هومه الامور» یا «مرد جوان و مرگ» رفته بود که واخویچ طراح آن بود. بروک صراحتاً گفته است که: «او همان طراحی بود که دنبالش بودم». در اواسط دهه 70 میلادی، بروک با همکاری نویسنده ژان کلاد کریر، کوشید تا شعر افسانه‌ای هند یعنی مهابهاراتا را به نمایش تئاتر تبدیل کند. این نمایش توسط او نخستین بار در 1985 اجرا شده و بعداً به یک مجموعه تلویزیونی کوتاه تبدیل شد. نیویورک‌تایمز در سال 1985 در یک مقاله بسیار طولانی به نقد و بررسی بسیار جدی این نمایش پرداخت و اذعان کرد که: «کمترین دستاورد این نمایش آن بوده که کوشیده است افسانه‌های باستانی آیین هندو را به‌صورت نوعی هنر جهان‌شمول و فهم‌پذیر برای هر فرهنگی درآورد». البته شمار زیادی از پژوهشگران پسااستعماری به ادعای جهان‌شمول بودن نمایش مذکور خرده گرفته‌اند و گفته‌اند که کمی جهت‌گیری دارد. برای مثال، گاتام داسگوپتا می‌نویسد: «نمایش مهابهاراتای پیتر بروک ذات هندی جدایی‌ناپذیر این افسانه را کاسته است؛ چراکه غالباً تنها برای رویدادهای عمده آن صحنه‌پردازی کرده و نتوانسته است به اندازه کافی بر جنبه‌های فلسفی هم تنیده نمایش تأکید کند». در سال 2015، بروک با تولید جدید شرکت یانگ ویک به نام «بتلفیلد» یا «میدان جنگ» به جهان افسانه‌ای مهابهاراتا بازگشت. او این کار را با همکاری ژان کلاد کریر و ماری هلن استین به انجام رسانید. در سال 2005 بروک کارگردان نمایش تیه‌رنو بوکار شد که بر اساس زندگی واقعی یک صوفی اهل کشور مالی (در آفریقا) نوشته شده بود. این نمایش را ماری هلن استین از کتابی به نام آمادو هامپاته با (روح تاب‌آوری: زندگی الهام‌بخش تیه‌رنو بوکار) برداشته و برای صحنه تنظیم کرد. کتاب و نمایش مذکور جزئیات زندگی بوکار را نقل کرده و پیام تاب‌آوری مذهبی را به مخاطب می‌رسانند. در طول اجرای تیه‌رنو بوکار، دانشگاه کلمبیا 44 رویداد، سخنرانی و کارگاه را در ارتباط با این نمایش برگزار کرد که بیش از 3200 نفر در آن‌ها حضور یافتند. در این رویدادها مباحثاتی با موضوعاتی چون تاب‌آوری مذهبی و سنت مسلمانان در آفریقای غربی شکل گرفتند.

دسته بندی : مستند تئاتر
عوامل
نظرات کاربران